سفرنامه خرداد92(7)
جنگلهای زیبای عباس آباد








اوه چه هیجانی

آه بعد از اون همه هیجان و بازی آب خوردن اون هم با بطری می چسبه .
موقع برگشت نزدیکی سراب که برای ناهار توقف کردیم . آیلا بعد از 3 ساعت خواب راحت ( البته به کمک کولر) به زور برای ناهار بیدارش کردیم

آیلایی عرق کرده بود و بیرون هم هوا بادی مجبور شدیم باز کت بپوشونیم

فقط دو قاشق غذا خورد و بقیه شیطنت بود

گفته بودم که این نازدونه من دست به عکاسیش بد نیست حالا هم چون دوربینی گیر نیاورده با قوطی مایع ضد عفونی داره عکاسی میکنه

خوب خانمی حالا بگو عکسها خوبه یا نه ؟

حالا برم اون طرف تا سوژه های بهتری شکار کنم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سفرنامه خرداد92(7)